قبول دارم ! نباید حاشیه ها را به وبلاگی مثل وبلاگ سورنا بکشانم ....
قبول کنید ! یک نفر باید این ها را می نوشت .
...
از کجای این قصه ی ناتمام شروع کنم ؟!
نمی دانم سکوت علامت رضایت است یا جواب ابلهان خاموشی است پس باید نوشت تا نه آنان را ابله بشمارم و نه خودم را راضی .
تا حالا خیلی وقت ها از حقم گذشته ام به خاطر خیلی مسائل که این جا نمی توانم بنویسم (......!!)
اینکه لیلا حکمت نیا آدم بزرگی است یا نه ؟ یا اصلا شعرهای او کجای این دهه قرار دارد یا اصلا حالا دارد مشق شاعر شدن می نویسد چیزهایی که زمان باید مشخص کند و فعلا حرف زدن در موردش یک طرفه به قاضی رفتن است .
اما این را می دانم که لیلا حکمت نیا هر چه باشد خانم x حق ندارد اسم خواهرش را به جای من برای کشوری بفرستد (همه می دانستند که شعر من ....) . انگار در این جامعه هر کس نتواند رکیک حرف بزند باید منتظر بماند تا .....
و آن یکی هم اصلا حق ندارد شعر من را پرت کند!
من وقتی به مسئول مربوطه می گویم چرا اسم من در پوسترهای چاپ شده نیست می گوید از جشنواره پارسال ، دوسال گذشته است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من چه جور پیگیری کنم؟ (!!!!) و ..... مورد دیگر که اگر این جا بنویسم قطعا شما هم مرا محکوم می کنید که چه آدم بی دست و پایی هستم که نمی توانم حقم را بگیرم .اما کاش بفهمید شرایط مرا که خیلی وقت ها باید لال شد !
دلم گرفته است، دلم گرفته است، دلم گرفته است ...
و امروز جشن تجلیل از جوانان برتر شهرستان :
بعد از ساعت ها مقدمه چینی نوبت می رسد به اعلام برترین ها ...
خیلی ها بودند که من بنا به دلایلی نه می توانم اسمشان را بنویسم نه اینکه به چه عنوان های مزخرفی معرفی می شدند .
مثلا نفر دوم ؟ استان اعلام می شود !! اما من که چندین رتبه ی استان ,شهرستان و کشور را دارم باید ...... موضوع بحث جایزه و این چیزها نیست که آن ها که مرا می شناسند می دانند ذره ای برایم ارزش ندارد ! موضوع چیز دیگری است موضوع این است که ....خودتان بخوانید:
لیلا حکمت نیا متولد 27 تیر 1370 ، از سه سالگی شعر را شروع کردم و از 8 سالگی عضو انجمن شعرم. اولین جشنواره ی تئاتر را در ابرکوه روی صحنه بردیم (بماند حرف ها ، بماند که ؟؟؟؟ از مراسم رفت بیرون و گفت ....بماند من که برای آن ها کار نمی کنم ! )
اما کمی از سابقه ی ادبی : دارای چندین رتبه برتر در شعر و تئاتر در شهرستان هستم اما چون زیادند و من این ها را جز سابقه ی ادبی ام به حساب نمی آورم از آن می گذرم. نفر اول جشنواره ی استانی شعر پایداری ، نفر اول بیست و ؟(چندمینش یادم نیست ! ) جشنواره ی شعر دانش آموزی استان ، منتخب همایش سراسری دبیر انجمن های فرهنگی ، منتخب همایش سراسری آفرینش های ادبی و منتخب برای چاپ آنتالوژی شعر معاصر و .....
اشعارم در نشریات اینترنتی و کاغذی و ... به چاپ رسیده است .
این هم گوشه ای از فعالیت های اینترنتی من :
شعر لیلا حکمت نیا در سایت ادبی آتی بان
ویزگی ذهن و زبان شعر لیلا حکمت نیا / علیرضا ذیحق
شعر من در سایت ادبی هجوم
شعر من در سایت ادبی آدم برفی ها
شعر من در سایت ادبی ماه مگ
شعر من در سایت ادبی والس
شعر لیلا حکمت نیا در سایت ادبی آتی بان
شعر من در سایت ادبی جغد
شعر من در سایت ادبی لوح
شعر من در وب سایت ادبی آمینا
شعر من در سایت ادبی سنگک
شعر لیلا حکمت نیا در هفته نامه ی نوشتار
شعر من در سایت ادبی آدم برفی
شعر من در سایت شهرزاد
شعر من در نشریه سپهر
نقدی بر شعر لیلا حکمت نیا توسط شاعران و منتقدان
شعر سیاه به سیاهی نمی زند / تاملی در شعر لیلا حکمت نیا / احسان خلیلی
شعر امروز علیه شعر امروز / احسان مهدیان
نگاهی به شعر لیلا حکمت نیا / علیرضا ذیحق
اسامی پذیرفته شدگان آنتالوزی شعر معاصر
شعر لیلا حکمت نیا در شروه نوشته ها
نگاهی به شعر لیلا حکمت نیا / بهمن ارجمند
دختری خودش را در شعر غرق کرده / سید محمد آتشی
اقیانوس جوان / سید محمد آتشی
مجموعه ی شعر (ترجمه شده به ترکی آدری / در این مجموعه شعر مرا بخوانید )
نقد شعر لیلا حکمت نیا در خانه ی نقد
ویژگی ذهن و زبان شعر لیلا حکمت نیا / علیرضا ذیحق
نقد و تفسیر شعر خاطرات منجمد / اصلان قزللو
شعر لیلا حکمت نیا در سایت ادبی آتی بان
زوایای پنهان در شعر لیلا حکمت نیا / علیرضا ذیحق
شعر لیلا حکمت نیا در هفته نامه ی ادبی - اینترنتی نوشتار
و ......
نمی خواستم از خودم تعریف کنم فقط خواستم بگویم حق با آن هاست که هنوز هم رتبه ی دوم ؟ استان و نفرات برتر کنکور های آزمایشی را به عنوان جوان برتر انتخاب کنند .
در انتها نه به خاطر این ها نه به خاطر اینکه حاشیه ها را به تلفن خانه ام کشاندید و وبلاگ ساختید و .... به خاطر هیچ کدام این ها نیست ...
فقط به فرصتی نیاز دارم تا این فاجعه ها را بپذیرم ، بپذیرم که من در چه جامعه ای زندگی می کنم . دیگر اینجا نمی نویسم ! و این فعلا آخرین پست سورنا است.
قبل از خداحافظی باید بگویم دست های استاد گرامی ام لیلا مشفق عزیزم را برای تمام خوبی هایش می بوسم و بداند که بزرگترین اتفاق شاعرانه ی من بود .
از استاد گرامی ام آقای آتشی ...که حرف هایم را گوش داد ممنونم .
و از استاد گرامی ام آقای مهدیان ممنونم برای تمام صبرها و تمام وقتی که گذاشت .
و می دانم نتوانستم خوبی هایشان را جبران کنم .
--------
تازه ها !
شعر من درسایت ادبی پیاده رو
شعر من در هفته نامه ی بیرمی
راحله حدیدی عزیز با گذری بر ارتعاش به روز است .
انتشارات سخن گستر ، ناشر برگزيده ي سال 85 و 87 ، با هدف معرفي و انتشار آثار قابل تامل و فاخر داستان نويسان و شاعران ايران ، و به منظور ايجاد بستر مناسب در جهت استفاده ي اهالي ادبيات ايران ، آثار نويسندگان فوق را در دو بخش داستان و شعر براي انتشار معرفي مي نمايد .
خبر درسایت جایزه ادبی ایران و انشارات سخن گستر

